احمد بهشتى

205

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

واجب الوجود است و از آن‌جا كه علم حضورى ، مجرّد به ذات خويش نيز عين ذات جوهر عقلانى يا نفسانى اوست ، علم حضورى او جوهر است و از آن‌جا كه علم حضورى واجب الوجود به ماسوا - يعنى علم مع الايجاد - عين ماسواست و ماسوا يا جوهر يا عرض است ، علم نيز يا جوهر است يا عرض . با اين بيان ، آشكار مىشود كه حقيقت علم ، يك حقيقت تشكيكى است كه همهء مراتب هستى را از واجب تا ممكن و از جوهر تا عرض ، فرا مىگيرد . بنابراين ، هم دوش وجود است ؛ بلكه همان‌گونه كه وجود ، علاوه بر شمول آن نسبت به همهء مراتب موجودات ، معناى مصدرى « هست بودن » دارد ، علم نيز داراى معناى مصدرى « دانستن » است . « 1 » 3 . علم حصولى تصوّر و تصديق شايد اين تقسيم ، مسامحى باشد ؛ چرا كه تصديق فرع بر تصوّر است . اگر تصديق عبارت باشد از : تصوّر موضوع ، محمول ، نسبت و حكم - چنان‌كه نظر امام فخر رازى است - ممكن است گفته شود : تقسيم ، مسامحى است ؛ ولى از آن‌جا كه بنابر نظر اهل تحقيق ، تصديق عبارت است از : خود حكم كه به دنبال چند تصوّر ، به دست مىآيد ، اين تقسيم مسامحى نيست . البته صدور حكم ، فعل نفس است ، نه انفعال و تأثّر آن . « 2 » 4 . علم حصولى بديهى و نظرى علم حصولى - چه تصوّر و چه تصديق - يا اكتسابى و نظرى است يا بديهى و البته

--> ( 1 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليه ، ج 6 ، ص 150 . ( 2 ) . حاجى سبزوارى دربارهء تقسيم مىگويد : أو هو تصديق هو الحكم فقط * و من يركّبه فيركّب الشطط ر . ك : زين الدين مجاور جواربچى ، خودآموز منظومه در فن منطق ، ص 32 .